ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

حالا وای وای

حالا وای وای وای وای وای وای، چی بگم از این روزات که هر روزت یه شگفت انگیزی برای ما داری... عروس داشتم گذاشتمت پیش مامان جون، برگشتم می گی دیر کردی، می گم ببخشید، می گی یه سیم کارت برام بگیر بزارم تو تبلتم بتونم این موقعها با شما و بابا تماس بگیرم، من چی بگم اونوقت؟؟؟!!!!... روز جهانی کودک بود یه مراسم تو مهد شادمانه، کاش می بردمت، خیلی غصه خوردم نبودی، از اونور اومدم جبران کنم یه کارتن لوبیا سحر آمیز برات دانلود کردیم ریختیم تو تبلتت، تو هم برای ما یه کادوی خوب داشتی، اینم بازی جنگل حیوانات و آوردی اسم هر حیوون و درست میذاشتی زیر عکسش، کلی حال کردیم...خیلی مهربونی، فقط اینو می گم ولی گاهی هم به قول خودت سیمات قاطی می کنن...هر شب با...
20 مهر 1394

چند تا بخوابم؟

جدیدا یه مقیاسی پیدا کردی، که چند تا بخوابمه... مثلا تا تولد پنج سالگیم چند تا بخوابم؟ می گم سیصد تا شب باید بخوابی... یا تا مهد کودک چند تا بخوابم می گم چهار شب بخوابی... یا تا مهمونی چند شب بخوابم؟؟؟ عاشق این حرفاتم... ...
13 مهر 1394

شیرین زبونترین پسمل دنیا

مامان من که بیست ساله شدم می مونم خونه کارای خونه رو می کنم خونه رو تمیز می کنم غذا می پزم اومدی خونه خوشحال شی... جدیدا مامان بیست ساله که شدم یه روبات می سازم کارای خونه رو بکنه و کلی کمکت کنه...تولد پسر دوستم نداست،رادمهر، می گم ابوالفضل هدیه چی بگیریم با کلی دقت می گی تبلت... انواع پرتاب داری تو بازیهات، مثلث پرتاب، داروی پرتاب برای قوی شدن و ... از کارتن لاک پشتهای نینجا خیلی خوشت اومده بود که اونم تموم شد... می تونم بگم تو دنیا دو چیزی که بیشتر از همه دوست داری کباب کوبیده ست و بازی، کلا تمام مدت تولد رادمهر در حال بازی بودی... نخود برداشتی می گی مامان اینو میخوام بکارم بشه درخت نخود... داری بازی که می کنی همه چیزو دسته بندی می کنی...
13 مهر 1394
1